آذر ۱۶, ۱۳۹۵

زبان بدن از نگاه مولانا در مثنوي معنوي

زبان بدن از نگاه مولانا در مثنوي معنوي

زبان بدن از نگاه مولانا در مثنوي معنويReviewed by Pooya vadaie on Jun 25Rating:

هدف اين مقاله بررسي ابياتي از اشعار مولانا در مثنوي معنوي است كه مربوط به حركات و حالات و اشارات و نگاه مولانا به چگونگي انتقال پيام از طريق حركات و اشارات است . بسياري از ابيات كه به ارتباط انساني از طريق حركات و اشارات ربط داشته در اين مقاله دست ه بندي شده است . علاوه بر آن، براي آ ن كه نگاه مولانا به زبان بدن را صرفاً به مثنوي محدود نكرده باشيم، از ابياتي ديگر از اشعارش بهره برد هايم. هم چنين، از اشعار شاعران ديگر كه مربوط به موضوع است و يا قصص قرآن كه مولانا به آن اشاره دارد، استفاده شده است . از آن جا كه بخشي ز ياد از ارتباط انساني به زبان بدن اختصاص دارد و از سوي ديگر ارتباط نزديك روان آدمي با حركات و اشارات صادر شد ه از وي و نيم ه آگاهانه بودن آن، زباني صادقانه تر است ، توجه مولانا به اين بخش از ارتباط بررسي شده است. از بررسي هاي انجام شده و كنكاش در ابيات مربوط به موضوع در مثنوي ، به اعتقاد و باور مولانا به زبان بدن دست يافته ايم و اين كه او زبان بدن را صادقانه تر از زبان مي داند .

زبان بدن در ادبيات منظوم

حركات و اشارات زبان بدن قرن ها قبل  توسط متفكران و انديشمندان ايراني مورد بحثت و توجه قرا گرفته اشده است و  نه تنها به اين موضوع اشاراتي صوتي   داشته اند بلكه اعتقاد خود به زبان غيركلامي را بيان نموده اند؛ ولي متأسفانه در طول ساليان متمادي، اين امر كاملاً مورد غفلت واقع شده است. اگر پس از ساليان دراز، ياد و نام و اشعار بعضي از شعرا زنده است، به علت اثر معني و نفوذ آثار ايشان است كه حكايت از عرفان، ذوق سرشار، تلاش بسيار و نكته سنجي و… دارد. گذشته از اين، بسياري از مطالب كه به زبان شعر زيبا، جذاب و نافذ است، اگر به نثر نوشته يا گفته شود، زيبايي، جذابيت و نفوذ خود را از دست خواهد داد و شايد به همين دليل بعضي از اشعار بصورت ضرب المثل درآمده است :

 

یک پیشنهاد خوب   زبان بدن دست - علامت ok

گر بگويم كه مرا حال پريشاني نيست
علاج واقعه پيش از وقوع بايد كر د
رنگ رخساره خبر م ي دهد از سرّ ضمير
دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست

 

چه بسا حكيمان پارسي گوي كه در قالب اشعار، نبوغ خود را به ثبت رسانده و دانش خود را به نسل هاي آينده منتقل كرده اند. از جمله اين مطالب، زبان غيركلامي و بطور خاص زبان بدن است.

 

هم راهي حركات با كلمات در برقراري ارتباط و انتقال پيام را در اشعار و ابيات زير ملاحظه مي كنيد. شاعر خاموشي را آن مي داند كه علاوه بر حذف كلمات، اشارات را نيز نمي بايد بروز و ظهور داد.

مولانا:

خاموش كه خاموشي بهتر ز عسل نوشي

مولانا:

ني حكم و ني امارت ني غسل و ني طهارت

در سوز عبارت را بگذار اشارت را 
ني گفت و ني اشارت ني ميل اغتذايي 

 

در ابيات زير شاعر حركاتي خاص جهت امر و نهي (نشانه ها  حركات قراردادي )را منظور نظر دارد.

 

مولانا (مثنوي):

شيخ اشارت كرد خادم را به سر

مولانا (مثنوي):

آن غلامك را چو ديد اهل ذكا
در خانه دل كژ مكن آن چانه به افسوس
كه برو آن جمله حلوا را بخر
آن دگر را كرد اشارت كه بيا
كامروز عيان است خفيات افندي 

زبان بدن از نگاه مولانا

آن چه از حالات، حركات و اشارات در اشعار شاعران آمده است، پيا م هاي خاص خود را دارد؛ ولي چه بسا خواننده آن را از عوارض ادبيات منظوم بداند . اما مولانا صريحاً به زبان غيركلامي پرداخته و خصوصاً به زبان بدن به عنوان بخشي مهم از ارتباط اعتقاد داشته و آن را در ابعاد گوناگونش تبيين نموده است.از نبوغ وي بعيد نيست، در قرن هفتم اميد آن داشته باشد كه قر ن ها بعد برای اشعارش شرح هاي متنوع (از نگاه علوم مختلف) بنگارند و البته بايد اعتراف كرد كه هنوزبايد سالها بگذرد تا نبوغ وي بي شتر آشكار گردد. شايد قرن هاي آينده! نگاه عارفانه و نظر اهل معنا كه مي تواند مكاشفاتي داشته باشد منظور اين بحث نيست و ما فقط از نگاه زبان بدن نظري به اشعار وي در مثنوي مي افكنيم.

اگر فقيري و ناگفته راز مي شنوي
بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود

مولانا از متقدمان بدون لب سخن مي گويد و انتظار دارد كه مخاطب سخن بدون لب را بشنود. چگونه سخني را كه از دو لب خارج نشود مي توان شنيد؟

با تو بي لب اين زمان من نو به نو
رازهاي كهنه گويم م ي شنو 

بشنو از ني چون حكايت مي كند
كز نيستان تا مرا ببريده اند
از جدايي ها شكايت مي كند
از نفيرم مرد و زن ناليده اند 

سرّ من از نالة من دور نيست
ليك چشم و گوش را آن نور نيست

در اين جا مولانا به آن بخش از زبان غيركلامي اشاره دارد كه مربوط به صوت و همان گونه كه مي بينيم در بيت بعد «(……. %۳۸ صوت (لحن آهنگ تُن سرعت » . است اشاره به ارتباط روح و جسم و ارتباط مكنونات دروني با اشارات دارد.

تن زجان و جان ز تن مستور نيست
ليك كس را ديد جان دستور نيست

اشاراتي كه بواسطة همين ربطي كه با روح آدمي پيدا مي كند، حامل پيا م هايي Body Language است.

موج هاي تيز درياهاي روحهست  / صد چندان كه طوفا ن هاي نوح

ممكن است خواننده اين را به حساب عينكي كه از زبان بدن بر چشم ماست بگذارد، اما بزودي ابيات و اشعار ديگر مولانا، كه گاهي در قالب داستان آمده است،خواننده را به شناخت وي از زبان بدن و اعتقاد او به اين زبان رهنمون خواهد شد. زبان بدن از نگاه مولانا به صورت پایانامه هم توسط چند محقق جوان تهیه شده است و در ارشیو دانشگاه تهران موجود است . 

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. فرشته

    من امروز با زبان بدن آشنا شدم و کلی سوال در ذهنم دارم.
    فکرمیکنم اینجا، جواب خیلی از سوال هام رو پیدا میکنم.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب زبان بدن
کتاب زبان بدن