آذر ۱۸, ۱۳۹۵

تشخيص دروغگويي

تشخيص دروغگويي

تشخيص دروغگوييReviewed by Pooya vadaie on Jun 5Rating:

دو الگوي رفتاري غير كلامي اصلي براي تشخيص دروغگويي

وقتي نوبت به سيگنال‌هاي بدني مي‌رسد كه در مورد امكان دروغگويي به ما هشدار مي‌دهند، بايد به‌دنبال رفتارهاي غير كلامي شامل هماهنگي و تأكيد بگرديد.

یک . هماهنگي
در هر صورت هماهنگي براي ارزيابي دروغگويي هم مهم است. به‌دنبال هماهنگي بين چيزي كه به‌طور كلامي و غير كلامي گفته مي‌شود، بين شرايط لحظه‌اي و چيزي كه گفته مي‌شود، بين رويدادها و احساسات و حتي هماهنگي فضا و زمان بگرديد.
فردي كه پاسخ تأييدي به يك سؤال مي‌دهد، بايد حركت موافق سر داشته باشد كه به‌سرعت چيزي را كه گفته شده است، تأييد مي‌كند. در اين حركت نبايد تأخير باشد. فقدان هماهنگي وقتي نشان داده مي‌شود كه فردي مي‌گويد: «من اين كار را نكردم»، درحالي‌كه سر او با حركت تأييدي بالا و پايين مي‌رود. به همين صورت، ناهماهنگي وقتي نشان داده مي‌شود كه از مردي پرسيده مي‌شود: «در مورد اين موضوع دروغ مي‌گويي.» و سر او كمي به پايين مي‌آيد درحالي‌كه او جواب مي‌دهد: «نه.» مردم وقتي مي‌بينند گاف داده‌اند، براي كنترل حركت، سرشان را برعكس مي‌كنند. وقتي رفتار ناهماهنگ مشاهده مي‌شود، طرح‌ريزي مي‌شود و فرد داراي احساسات شديد به‌نظر مي‌رسد. اغلب اوقات جمله‌اي دروغ مثل «من اين كار را نكردم»، باعث مي‌شود كه به‌طور قابل توجهي فرد با تأخير و به‌صورت احساس منفي سرش را حركت دهد. اين رفتارها هماهنگ نيستند و به احتمال بيشتر مساوي با دروغگويي قرار داده مي‌شوند، چون ناراحتي را در رفتار فرد نشان مي‌دهند.
همچنين بايد بين چيزي كه گفته مي‌شود و رويدادهاي لحظه‌اي هماهنگي وجود داشته باشد. براي مثال، وقتي والدين دزديده شدن نوزادشان را گزارش مي‌كنند، بايد بين رويداد (بچه‌دزدي) و احساسات آن‌ها هماهنگي وجود داشته باشد. مادر و پدر ناراحت و آشفته بايد درخواست كمك به اجراي قانون را داشته باشند، بر تمام جزئيات تأكيد كنند، عمق نااميدي را احساس كنند، مشتاق كمك كردن باشند و مايل به گفتن و بازگويي داستان باشند، حتي اگر خودشان به‌خطر بيفتند. وقتي افراد مضطرب چنين گزارش‌هايي مي‌دهند، يك نسخه‌ي خاص داستان را مي‌گويند و فاقد نمايش‌هاي احساسي سازگار هستند، يا افرادي كه بيشتر نگران رفاه خودشان و چگونگي برداشت ديگران از خودشان هستند، رفتاري ناهماهنگ با شرايط و ناسازگار با صداقت دارند.
در آخر، بايد بين رويدادها، زمان و مكان هماهنگي وجود داشته باشد. فردي كه گزارش كردن يك رويداد مهم مانند غرق شدن دوست، همسر و كودك را به‌تأخير مي‌اندازد يا كسي كه براي گزارش سانحه به حوزه‌ي قضايي ديگري مي‌رود، بايد مورد شك و ظن قرار بگيرد. علاوه‌بر اين، گزارش رويدادهايي كه مشاهده‌ي آن‌ها از محل فرد غير ممكن است، ناهماهنگ و مشكوك است. افرادي كه دروغ مي‌گويند در نظر نمي‌گيرند كه هماهنگي در كجاي معادله قرار مي‌گيرد و داستان‌ها و گفتارهاي
غير كلامي آن‌ها سرانجام باعث شكست آن‌ها مي‌شوند. رسيدن به هماهنگي، شكلي از راحتي است و همان‌طور كه ديده‌ايم، نقش مهمي طي بازجويي‌هاي پليس و گزارش جرم دارد؛ اما صحنه را براي گفتگوهاي موفق و معنادار در مورد تمام موضوعات جدي آماده مي‌كند كه در اين زمان تشخيص دروغ اهميت دارد.

دو .  تأكيد
وقتي صحبت مي‌كنيم، به‌طور طبيعي از بخش‌هاي مختلف بدنمان استفاده مي‌كنيم؛ مانند ابروها، سر، دست‌ها، بازوها، نيم‌تنه و پاها تا بر نكته‌اي تأكيد كنيم كه به‌طور عميق يا عاطفي احساس مي‌كنيم. مشاهده‌ي تأكيد مهم است، چون وقتي افراد صادق هستند، تأكيد، جهاني و فراگير است. تأكيد كمك كردن مغز اعضا و جوارح به ارتباطات است، راهي است كه به ديگران اجازه مي‌دهيم بدانند ما چه احساسي داريم. برعكس، وقتي مغز اعضا و جوارح چيزي را كه مي‌گوييم تأييد نمي‌كند، كمتر تأكيد مي‌كنيم يا به‌طور كلي تأكيد نمي‌كنيم. طبق تجربه‌ي من و ديگران، دروغگوها تأكيد نمي‌كنند. دروغگوها مغز شناختي خود را درگير مي‌كنند تا تصميم بگيرند چه بگويند و چگونه فريب بدهند؛ اما به‌ندرت درباره‌ي ارائه‌ي دروغ فكر مي‌كنند. اغلب اوقات وقتي مردم به دروغگويي واداشته مي‌شوند، آگاه نيستند چقدر تأكيد يا لحن صدا وارد گفتگوهاي روزانه‌شان مي‌شود. وقتي دروغگوها سعي مي‌كنند جوابي بسازند، تأكيد آن‌ها غير طبيعي به‌نظر مي‌رسد و تأخير دارد. آن‌ها به‌ندرت در جاي مناسب تأكيد مي‌كنند يا انتخاب مي‌كنند كه فقط بر موضوعات تاحدودي بي‌اهميت تأكيد ورزند.
ما هم به‌طور كلامي و هم غير كلامي تأكيد مي‌كنيم. به‌طور كلامي از طريق صدا، لحن كلام، يا آهنگ صدا يا از طريق تكرار تأكيد مي‌كنيم. همچنين به‌طور غير كلامي تأكيد مي‌كنيم و اين رفتارها ممكن است براي تشخيص صداقت يا عدم صداقت در يك گفتگو حتي دقيق‌تر و مفيدتر از كلمات باشد. افرادي كه هنگام صحبت كردن از دست‌هايشان استفاده مي‌كنند با حالت تصنعي دست بر مطالب خود تأكيد مي‌كنند و حتي تا آن‌جا پيش مي‌روند كه براي تأكيد روي ميز مشت مي‌زنند. برخي افراد ديگر با نوك انگشت‌هايشان يا با حالت تصنعي بدن يا با لمس وسايل تأكيد مي‌كنند. رفتارهاي دست، احساسات حقيقي، افكار و سخن صادقانه را تكميل مي‌كنند. بالا بردن ابروها و گشاد كردن چشم‌ها هم شيوه‌هايي براي تأكيد بر يك نكته هستند.
نمود ديگر تأكيد وقتي ديده مي‌شود كه فرد با نيم‌تنه به جلو خم مي‌شود و توجه نشان مي‌دهد. ما از حالت‌هاي تصنعي مخالف گرانش مانند بلند شدن روي پاشنه در زمان بيان يك نكته‌ي مهم يا هنگام ابراز احساس استفاده مي‌كنيم. افراد در حالت نشسته با بلند كردن زانو در حين بيان نكات مهم تأكيد مي‌كنند و تأكيد بيشتر را مي‌توان با ضربه زدن به زانو وقتي بالا مي‌آيد، كه نمايانگر شور احساسي است، نشان داد. حالت‌هاي تصنعي مخالف گرانش، نشانه‌ي تأكيد و احساس حقيقي هستند، چيزي كه دروغگوها به‌ندرت نشان مي‌دهند.
در مقابل، بعضي افراد در حال حرف زدن درحالي‌كه دهانشان را پوشانده‌اند يا با نشان دادن جلوه‌هاي محدود صورت، ديگر تأكيد نمي‌كنند يا عدم تعهد به گفته‌هايشان را نشان مي‌دهند. افراد وقتي به چيزي كه مي‌گويند متعهد نيستند، چهره‌ي خود را كنترل مي‌كنند و درگير ديگر رفتارهاي پس كشيدن و محدودسازي حركت مي‌شوند. افراد دروغگو اغلب اوقات نمايش‌هاي تعمدي و متفكرانه نشان مي‌دهند، مثل قرار دادن انگشت روي چانه يا ضربه زدن به گونه، مثل اين‌كه هنوز فكر مي‌كنند چه بگويند. اين حالت، متضاد رفتار افراد صادقي است كه بر چيزي كه مي‌گويند، تأكيد مي‌كنند. افراد دروغگو براي ارزيابي چيزي كه مي‌گويند و چگونه دريافت شدن آن وقت مي‌گذارند، كه با رفتار صادقانه ناسازگار است.

رفتارهاي غير كلامي خاص براي تشخيص دروغگويي

در زير موارد خاصي ارائه شده است كه بايد هنگام بررسي تأكيد به‌عنوان شيوه‌اي براي تشخيص دروغگويي احتمالي به آن‌ها توجه كنيد.

فقدان تأكيد در رفتارهاي دست

همان‌گونه كه محققان گزارش كرده‌اند، فقدان حركت بازو و فقدان تأكيد نشان‌دهنده‌ي دروغگويي است. مسأله در اين‌جا سنجش اين موضوع نيست، به‌ويژه در محيط عمومي يا اجتماعي. با وجود اين، سعي كنيد ببينيد اين حركت در چه زماني و در چه زمينه‌اي اتفاق مي‌افتد، به‌خصوص اگر بعد از مطرح شدن موضوعي مهم ديده شود. هرگونه تغيير ناگهاني در حركت، فعاليت مغز را منعكس مي‌كند. وقتي بازوهاي متحرك ساكن مي‌شوند، بايد دليلي وجود داشته باشد كه ممكن است افسردگي يا دروغگويي باشد.
من در تجربه‌هاي مصاحبه‌ي خودم ديده‌ام كه دروغگوها رفتار برج‌سازي را كمتر نشان مي‌دهند. همچنين به‌دنبال انگشت‌هاي فرد مي‌گردم كه به‌طور ثابت دسته‌ي صندلي را مي‌گيرند، مثل اين‌كه روي صندلي سفينه‌ي فضايي نشسته‌اند. متأسفانه براي اين فرد ناراحت، بيرون رفتن از بحث اغلب اوقات غير ممكن است. بسياري از بازپرس‌هاي جنايي دريافته‌اند كه وقتي سر، گردن، بازوها و پاها با حركت كمي در جاي خود نگه داشته مي‌شود و دست‌ها دسته‌ي صندلي را گرفته، چنين رفتاري بسيار سازگار با افرادي است كه در شرف دروغگويي هستند؛ اما باز هم قطعي نيست .
جالب اين‌كه وقتي فرد اظهارات نادرستي ارائه مي‌كند، نه‌تنها از لمس افراد ديگر بلكه از لمس اجسامي مانند پايه‌ي صندلي يا ميز هم اجتناب مي‌كند. من هرگز نه ديده‌ام و نه شنيده‌ام كسي كه دروغ مي‌گويد، با حالت تأكيدي داد بزند: «من اين كار را نكرده‌ام»، درحالي‌كه مشت خود را به ميز مي‌كوبد. چيزي كه من ديده‌ام، جملات خيلي ضعيف و غير احساسي هستند، با حالت‌هاي تصنعي كه به همين اندازه ملايم هستند. افرادي كه دروغ مي‌گويند فاقد تعهد و اطمينان به چيزي هستند كه مي‌گويند. هر چند مغز متفكر آن‌ها (نئوكورتكس) تصميم خواهد گرفت براي گمراه كردن چه بگويد، مغز احساسي آن‌ها (سيستم اعضا و جوارح، بخش صادق مغز) به حيله متعهد نخواهد بود. بنابراين، با استفاده از رفتارهاي غير كلامي (مانند حالت‌هاي تصنعي) بر گفته‌هاي آن‌ها تأكيد نخواهد كرد. غلبه بر احساسات مغز اعضا و جوارح مشكل است. سعي كنيد به كسي كه او را دوست نداريد، لبخند بزنيد. انجام اين كار بسيار مشكل است. همانند لبخند كاذب يا مصنوعي، جملات كاذب با رفتارهاي غير كلامي ضعيف يا انفعالي همراه هستند.

موقعيت نيايش

وقتي يك نفر بازوهاي كشيده‌اش را جلوي بدنش مي‌گذارد و كف دستانش رو به بالاست، اين حالت با عنوان نمايش نيايش معروف است  . افرادي كه دعا مي‌كنند، كف دست خود را به‌سمت خود، بالا مي‌گيرند تا طلب رحمت كنند. به همين صورت، سربازان اسيرشده كف دست خود را هنگام نزديك شدن به كسي كه آن‌ها را دستگير كرده است، بالا مي‌گيرند. اين رفتار در افرادي نيز ديده مي‌شود كه چيزي مي‌گويند و مي‌خواهند شما حرفشان را باور كنيد. هنگام بحث، به كسي كه با او صحبت مي‌كنيد، نگاه كنيد. وقتي او جمله‌اي خبري مي‌گويد، توجه كنيد آيا كف دست‌هايش به‌سمت بالا هستند يا به‌سمت پايين. طي گفتگوي عادي كه ايده‌ها مورد بحث قرار مي‌گيرند و هيچ‌يك از طرفين نسبت به موضوعي خاص تعهد ندارند، انتظار داريم، هر دو نمايش كف دست به‌سمت بالا و كف دست به‌سمت پايين را ببينيم.
در هر صورت، وقتي يك نفر مدعي، جمله‌اي احساسي مثل «تو بايد حرف من را باور كني، من او را نكشتم» را مي‌گويد، دست‌ها بايد رو به پايين باشند  . اگر اين جمله با كف دست درحالي‌كه رو به بالاست گفته شود، فرد التماس مي‌كند كه حرفش باور شود و من چنين جمله‌اي را بسيار مشكوك مي‌دانم، درحالي‌كه اين موضوع قطعي نيست، زيرا من از هر مطلب عنوان شده با حالت كف دست‌هاي رو به بالا انتقاد مي‌كنم. موقعيت كف دست درحالي‌كه رو به بالاست، مورد تأييد نيست و نشان مي‌دهد فرد درخواست مي‌كند كه حرفش را باور كنند.فرد صادق مجبور نيست درخواست كند تا باورش كنند، بلكه جمله‌اي را كه افراد مي‌گويند، همه باور مي‌كنند.

نمايش‌هاي قلمرو و دروغگويي

وقتي داراي اعتمادبه‌نفس و راحت هستيم، فضاي بيشتر و وقتي احساس امنيت كمتري داريم، فضاي كمتري مي‌گيريم. در شرايط بد، ممكن است افراد ناراحت، دست و پاهايشان را به درون بدن خود جمع كنند و وضعيت جنيني به خود بگيرند. مصاحبه‌ها و گفتگوهاي ناراحت‌كننده ممكن است باعث انواع حالت‌هاي تصنعي به شكل عقب كشيدن شوند، مثل بازوهايي كه مانند چوب شور به هم پيچيده‌اند يا قوزك‌هايي كه در محل قفل شده‌اند كه گاهي اوقات براي بيننده دردناك است. از اين رو به‌طور ويژه به‌دنبال تغييرات چشمگير و موقعيت بدن بگرديد كه ممكن است نشانه‌ي فريبكاري باشند، به‌ويژه وقتي همزمان با تغيير خاص موضوع اتفاق مي‌افتند.
وقتي در مورد چيزي كه باور داريم يا مي‌گوييم مطمئن هستيم، تمايل داريم صاف بنشينيم، آن هم با شانه‌ها و پشت صاف كه نشان‌دهنده‌ي امنيت است. وقتي افراد دروغ مي‌گويند يا فريبكار هستند، ناخودآگاهانه تمايل دارند خم شوند يا در مبل فرو بروند، مثل اين‌كه سعي مي‌كنند از چيزي كه گفته مي‌شود، فرار كنند، حتي اگر خودشان آن را بگويند. افرادي كه احساس عدم امنيت مي‌كنند يا از خودشان، افكارشان يا باورهايشان مطمئن نيستند، شايد اين موضوع را در حالات و رفتارشان نشان دهند، البته با كمي خم شدن؛ اما گاهي اوقات به‌طور قابل توجهي با پايين آوردن سرشان و بالا كشيدن شانه‌هايشان به‌سمت گوش‌ها اين حالت را نشان مي‌دهند. هر وقت افراد ناراحت هستند و سعي مي‌كنند آشكارا پنهان شوند، به‌دنبال «اثر لاك‌پشت» بگرديد. اين رفتار بي‌گمان نمايش ناراحتي و عدم امنيت است.

 

یک پیشنهاد خوب   تحلیل زبان بدن پوتین و اوباما

 

در خواست رزرو کلاس های آموزشی ( بعد از پر کردن فرم با شما برای شرکت در کلاس ها تماس گرفته می شود )

نام شما (الزامی)

آدرس پست الکترونیکی شما (الزامی)

تلفن همراه ( جهت اطلاع رسانی پیامکی زمان کلاس ها و تماس )

نام کلاس درخواستی ( زبان بدن / اصول و فنون مذاکره / شناخت دروغگو / شخصیت شناسی مشتری )

توضیحات و درخواست ها ( ساعت ها و روزهای که می توانید در کلاس شرکت کنید )

 

 

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب زبان بدن
کتاب زبان بدن