آذر ۱۶, ۱۳۹۵

تاریخچه زبان بدن در جهان

تاریخچه زبان بدن در جهان

تاریخچه زبان بدن در جهانReviewed by Pooya vadaie on Jun 8Rating:

تاریخچه زبان بدن در جهان

فیلسوفان و دانشمندان، رفتار فیزیکی و بدن انسانی را با معنا، حالت و شخصیت در طول هزاران سال ارتباط داده اند، اما فقط در حافظه ای زنده مطالعه ای زبان بدن بعنوان پیچیده و دقیق آنچه که امروزه وجود دارد تبدیل گشته است. مطالعات زبان بدن و کارهای نوشتاری روی این موضوع، تا میانه ی قرن بیستم بسیار پراکنده بودند. نخستین کارشناسان شناخته شده که جنبه های مختلف زبان بدن را مورد توجه قرار دادند احتمالاً از یونان باستان بودند، بویژه سقراط و ارسطو، از طریق علاقه شان به رفتار و شخصیت انسانی. و رومی ها، بویژه سیکرو، حرکات مربوط به احساسات و ارتباطات. بخش عمده ای از این علاقه  اولیه به پالایش تفکر درباره ی خطابه ( سخنرانی ) بود که بیشترین اهمیت آن به موضوعات رهبری و دولت داده شده بود.

مطالعات مجزا درباره ی زبان بدن بیشتر در آیتماهای اخیر مورد بررسی قرار گرفته است، برای مثال فرانسیس بیکن در پیشرفت های یادگیری در سال ۱۶۰۵، حالتها را بعنوان بازتاب یا توسعه ای ارتباطات زبانی مورد کاوش قرار داده بود. جان بالور در اثر خودش، تاریخ طبیعی دست، منتشر شده در سال ۱۶۵۵، حالتهای دست را مورد بررسی قرار داد. گیلبرت آگوستین هم در سال ۱۸۰۶، به استفادهای حالت ها برای بهبود بخشیدنِ سخنرانی توجه داشت.

چارلز داروین در ۱۸۰۰، بعنوان اولین کارشناسی که توانست مشاهدات علمی جدی را درباره ی زبان بدن بوجود بیاورد، اما بنظر می رسد که تا ۱۵۰ سال دیگر از آن زمان، بصورت خیلی کم توسعه  اساسی در ایده ها را شاهد باشیم. کار داروین سرمشق بسیاری از تفکرات نژادشناختی بود. نژادشناسی از علم رفتار حیوانی شروع شد. احتمالاً پایه گذاری این علم به اوایل ۱۹۰۰ میلادی برمی¬گردد و بطور فزاینده ای به رفتار انسانی و سازمان اجتماعی توسعه یافت. در این زمان نژادشناسی، ارتباطات و تحول حیوانی را مدنظر داشت که بشدت با زبان بدن انسانی مرتبط بود. نژادشناسان بطور فزاینده ای یافته های خود را در مورد رفتار انسانی بکار بردند که شامل زبان بدن، بازتاب منشأهای تکاملی هر ارتباط غیرکلامی انسانی و رشدپذیری اجتماعی تکاملی، در مقایسه با نظریه ی خالقیت می باشد. چارلز داروین اولین شخصی بود که این دلالت ها را در کتابش، بیان احساسات در انسان و حیوانات، بکار برد. اظهارات داروین درباره ی حالات ژنتیکی موروثی صورت، به موضوعی قابل بحث برای سالیان دراز باقی ماند.

 جولیوس فست(Julius fast) در کتاب معروفش زبان بدن نوشت: « … زبان بدن اکنون بقدری بعنوان یک علم، جدید است که نویسندگان این علم را می توان بوسیله¬ی انگشتان یک دست شمرد ». بویژه اینکه منابع مورد استفاده در کتاب جولیوس فست ( بیردویستل، گافمن، هال، محرابیان، شیفیلین و … ) بدیع بودن موضوع را در ۱۹۷۱، بیان می کند. به استثنای کسانی که در عصر حاضر بر روی فست تأثیر گذاشتند چارلز داروین را هم نباید از یاد برد، بخصوص کتاب وی « بیان احساسات در انسان و حیوانات»، نوشته شده در ۱۸۷۲، که بصورت بسیار رایجی بعنوان پیدایش علم زبان بدن منظور شد البته نه بعنوان همان (کتاب بیان احساسات در انسان و حیوان) شناخته شده باشد.
در دهه  ۱۹۶۰، یک روانپزشک متخصص در حالات صورت، پاول ایکمن (Paul Ekman) (بهمراه سورنسون و فریِزن) مطالعات گسترده ای را با مردمان فرهنگ های متفاوت برای کشف اعتبار نظریه ی داروین انجام دادند و آنرا بسط دادند که حالت های چهره¬ای مشخص و توانایی انسان برای تشخیص آنها در میان مردمان، ذاتی و جهان شمول است. کار ویژه ایکمن شامل اقوام مردمی ایزوله شده ای بود که نمی توانستند تحت تأثیر رسانه ها و تصاویر غربی باشند و بطور اساسی ثابت کرد کار داروین درست بود مانند اینکه کاربرد و شناخت حالات چهرهای برای انتقال احساسات مشخص پایه ای انسان، بخشی از ذات تکامل یافته ی انسانی است، از نظر ژنتیکی به ارث برده شده، و به یادگیری و موقعیت اجتماعی بستگی ندارد.

چارلی چاپلین و بسیاری دیگر از هنرپیشگان فیلم های صامت، پیشگامان فنون ارتباط غیرکلامی بوده اند. زبان بدن  تنها وسیله ی ارتباط موجود بر روی پرده ای سینما بودند.

یکی از پژوهشگران به نام آلبرت مهرابیان به این نتیجه رسیده که تأثیر کلی یک پیام، ۷ درصد بصورت کلامی و ۳۸ درصد صوتی(نشانه های آوایی) و ۵۵ درصد غیرکلامی(نشانه های چهره ای) است. پروفسور بردویتسل (Birdwhistell) برآورد مشابهی از میزان ارتباطات غیرکلامی که ما بین انسان ها صورت می گیرد به عمل آورده است. طبق برآورد او انسان معمولی، در مجموع حدود ۱۰ تا ۱۱ دقیقه در روز صحبت می کند و یک جمله ی معمولی فقط ۵/۲ ثانیه به طول می انجامد. وی نیز مانند مهرابیان به این نتیجه رسیده که بخش کلامی، حداکثر ۳۵ درصد یک پیام را تشکیل می دهد و بیش از ۶۵ درصد آن غیرکلامی است.
زیگموند فروید و دیگران در چهارچوب روانکاوی  در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم  آگاهی های خوبی از بسیاری از جنبه های زبان بدن داشتند، مانند فاصله   شخصی، اما آنها بر روی مفاهیم ارتباطات غیر کلامی یا در توسعه ی نظریات زبان بدن، آنچنان باید و شاید، تاکید نکردند.فروید و روانکاوان مشابه و روانشناسان آن زمان، بر روی رفتار و تحلیل های روانی بیشتر تمرکز داشتند تا مطالعه ی ارتباطات غیرکلامی.

دیدگاهی متفاوت از رفتار انسانی مرتبط و حول زبان بدن، بشدت در کتاب دزموند موریس “میمون برهنه یا بوزینه ی برهنه” در سال ۱۹۶۷ بیان شده است. کار وی بعنوان دیدگاهی عامه پسند و جدالی برای فهم رفتارهای انسانی باقی ماند، و درحالیکه نظریاتش بصورت کامل بر روی زبان بدن تأکید ندارد، مورد پسند مردم بودن موریس در اواخر دهه ی ۶۰ و ۷۰ رواج پیدا کرد بویژه به افزایش علاقه در میان مردم، در آنسوی اجتماع علمی، برای بهتر فهمیدن چگونگی، چرایی و عمل و ارتباط ما منجر شد.
مهم ترین جنبه از زبان بدن، حالات چهره است. چهره شناسی به ویژگی های صورت و حالاتی اطلاق می شود که گفته می شود بیانگر طبیعت، ویژگی یا منشأ قومی شخص است. واژه ی چهره شناسی از زبان لاتین قرون وسطایی نشأت گرفته است و قبل از آن از یونان (phusiognominia)، که در اصل به معنی (هنر یا تواناییِ) قضاوت درباره  ذات شخصی، از روی ویژگی ها و حالات صورتش است. ریشه-های قدیمی این مفهوم بیان می دارد در حالیکه زبان بدن بخودی خود، یک نظام تعریف شده ی جدید از تحلیل است، برداشت از ذات و ویژگی انسان از روی حالات چهره، بشدت استنتاجی قدیمی و کهنه است.
«Proxemics» واژه ای روش شناختی برای جنبه ای از فضای بدن ـ فضای شخصی ـ است. این واژه در اواخر دهه  ۵۰ و اوایل دهه  ۶۰، بوسیله ی یک انسانشناس امریکایی، ادوارد هال، اختراع شد. واژه ای برای انطباق با واژه proximity است بمعنی نزدیکی یا صمیمیت.

 دیدگاه های تحولیِ زبان بدنجذاب هستند، در کلمات هدفمندشان و چگونگی رفتارشان، که بعبارتی در بازخوردهایی به هدف زبان بدن در سطوح آگاهانه و ناآگاهانه. نفس انسان تمایل به دروغ گفتن، اغفال کردن، دستکاری کردن، وانمود کردن دارد. این حالات در ذاتمان وجود دارد، حتی بمقدار کوچکی در بعضی از قومیت ها. بدلایلی مشخص، مردم بطور عمدی و بسیار زیاد، احساسات درست و حقیقی خودشان را می پوشانند. در پی چشمداشت این تمایلات پوششی در دیگران، انسان ها سعی می کنند آن چیزی را که اشخاص دیگر در ذهن شان است حدس بزنند. نیاز به فهمیدن اینکه چه دروغ هایی پشت نقاب است آشکارا از طریق اهمیت ارتباط و دوستی، افزایش پیدا می کند. زبان بدن در اداره و راهنمایی، در مقابل این تمایلات ما را یاری می کند. زبان بدن در کینه ورزیدن از آگاهی انسان و استعداد آگاه، رشد می یابد، ترجیحاً شبیه یک فرشته ی نگهبان، زبان بدن می تواند به علاقه  ما کمک کند، ما را به تبار خویشاوندی ارتباط دهد و از ما در برابر تهدیدها محافظت کند.
با وجود اهمیت زبان بدن در ارتباطات و مدیریت روابط و … . اینکه تبدیل به یک علاقه و علم عامه پسند در دهه های اخیر شده است، موجودات انسانی بر روی زبان بدن غریزی در بسیاری از شیوه ها و بمدت هزاران سال تکیه داشته اند.
تعریف کنندگان طبیعی اولیه از تفسیر زبان بدن، برای مثال بازیکنان پوکر آمریکایی بودند. برندگان نه فقط به آسانی با تفنگ شش تیر مهارت داشتند بلکه همچنین، در خواندن سیگنال های غیر کلامی افراددیگر، مهارت داشتند و سیگنال های متعلق به خودشان را کنترل می کردند. قبل از این زمان، کاوشگران و رهبران اقوام، قادر بودند زبان بدن مخالفت ها و دشمنی های پنهانی را بخوانند بخاطر فهمیدن اعتماد یا دفاع و یا حمله.
قبل از این، اجداد غارنشین ما مشخصاً به خواندن زبان بدن نیاز داشتند نه فقط بخاطر اینکه هیچ زبانی وجود نداشت. انسان ها همچنین یاد گرفته بودند که زبان بدن حیوانات را بخوانند(و بالعکس)، اگرچه انسانها اغلب بصورت مشخص، توانایی های بیشتری در این زمینه از زمان های بسیار دور داشتند.
زبان بدن و خواندن احساسات و ارتباطات غیر کلامی، در درون ژن های ما وجود دارند. زنان در مقایسه با مردان، بیشتر تمایل دارند که درک و تفسیر بهتری از زبان بدن داشته باشند. این شاید یک ویژگی بقای تکاملی است از آن جایی که جنس مؤنث، مهارت های زبان بدن خوبی را برای کاهش آسیب پذیری فیزیکی شان در برابر جنس مذکر، و نهایتاً در برابر تهدید زندگی، قطع شدن عضو و زاد و ولد نیاز دارند. زنان در عصر حاضر بنظر نمی رسد که از نظر فیزیکی آسیب پذیر باشند، اما توانایی های زبان بدن شان را بطور کلی ادامه می دهند و سعی می کنند بصورت معمول، نسبت به مردان، قویتر باشند. پس زنان در مقایسه با مردان قادرند که بصورت موثرتری زبان بدن را بکار گیرند ( برای ارسال و تفسیر سیگنال ها ).
نظریات کاترین بنزیگر (  Katherine benziger )  در مورد گونه های ذهنی و سبک های تفکر، چشم انداز افزایشی سودمندی را تهیه کرد. زنان بیشتر تمایل به حساسیت تلقینی دارند تا مردان، که بطور طبیعی، به استعدادها و آگاهی های زبان بدن کمک می کند. گذشته از تفاوت های جنسیتی، مردان و زنان با حساسیت تلقینی بسیار شدید( عموماً راست  بنیان یا کمک به سوگیری ذهنی ) تمایل به این دارند که در برداشتِ از سیگنال های زبان بدن، بهتر عمل کنند.

———————————————————————————————————————————————————————————————————–

در خواست رزرو کلاس های آموزشی ( بعد از پر کردن فرم با شما برای شرکت در کلاس ها تماس گرفته می شود )

یک پیشنهاد خوب   کلاس آموزشی زبان بدن کودکان

نام شما (الزامی)

آدرس پست الکترونیکی شما (الزامی)

تلفن همراه ( جهت اطلاع رسانی پیامکی زمان کلاس ها و تماس )

نام کلاس درخواستی ( زبان بدن / اصول و فنون مذاکره / شناخت دروغگو / شخصیت شناسی مشتری )

توضیحات و درخواست ها ( ساعت ها و روزهای که می توانید در کلاس شرکت کنید )

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب زبان بدن
کتاب زبان بدن