شخصیت افسانه ای

چگونه شخصیت خودمان را به شخصیتی  افسانه‌ای تبدیل نماییم ؟

آیا مایلید که شخصیتی افسانه‌ای داشته باشید؟! یک شخصیت سالم و افسانه‌ای که زندگی سرشار از موفقیت و خوشبختی داشته باشد. چگونه آدمی است؟

ممکن است برای شما تنها یک رؤیا باشد، اما دست برداشتن از عادت‌های نادرست و اندیشه‌های اشتباه یک افسانه و رؤیا نیست. برای آنکه انسان موفق و خوشبختی باشید و از تمام استعدادهای خود استفاده کنید، تنها کافی است که اراده کنید و تصمیم بگیرید. یک شخصیت سالم در تمام جنبه‌های زندگی‌اش توانایی خلاقیت و انجام کارهای جدید را دارد و نمی‌توان آن را به شغل‌های خاص موقعیت‌های اجتماعی ویژه و یا تحصیلات بالایی محدود کرد. باید هنگامی که به نمونه‌ای این چنین برخورد کردید رفتارش را زیر نظر بگیرید، در حالات و عاداتش دقیق شوید. ببینید چه خصوصیات بارزی دارند، آیا در نهایت به نتایجی که من رسیده‌ام، دست می‌یابید؟ در بررسی نمونه‌ی افسانه‌ای به این نکات مهم رسیدم که آنچا در درجه اول اهمیت بود این است که شاهد کسی بودم که همه چیز زندگی را دوست دارد و تقریباً آماده‌ی انجام دادن هر کاری هست.

او مشتاق زندگی بود و هر آنچه را که می‌خواست از زندگی طلب می‌کرد. پیک‌نیک، فیلم، کتاب، ورزش، شهر، مزرعه، حیوان، کوه و تقریباً می‌توان گفت همه چیز را دوست دارد. وقتی در کنارش بودم از آه و ناله گله و شکایت و نق زدن و افسوس خوردن خبری نبود، اگر باران می‌بارید، او دوست داشت. اگر هوا گرم بود و یا در ترافیک گیر می‌کردیم به جای غرغر کردن، بحث خوبی را مطرح می‌کرد و با هم گپ می‌زدیم.

از ظاهر و قیافه‌ی خود راضی و خشنود بود. تلاش کاذبی برای این که با آراستن معایب ظاهری خود را بپوشاند، انجام نمی‌داد. سال‌ها زندگیش را پیگیری کردم همیشه خشنود و خرسند بود و هرگز در آرزومندی به سر نمی‌برد. او همانند کودکی دنیا را بدون ظاهرش پذیرفته بود و از گردش روزگار لذت می‌برد.

به سادگی با شرایط روزگار سازگار بود و توانایی عجیبی در پذیرفتن و لذت بردن از همه چیز داشت. اگر از او می پرسیدم: چه چیزی را دوست نداری؟ جوابی برای من نداشت. اگر زیر باران بود طبعش به او اجازه نمی داد که از آن بگریزد. زیرا آن را بسیار اعجاب‌انگیز می‌دانست و بهانه‌ای بود برای شکر خدا و آن را جزئی از زندگی می دانست.

شخصیت افسانه ای - شخصیت شناسی شخصیت شخصیت افسانه ای Culture and People behavior effect on working environment

اگر وضعیت بدی باید برچیده می شد، با تمام قوا برای ریشه کن کردنش تلاش ی‌کرد. احساس گناه نمی کرد و پذیرفته بود که همه ما جایزالخطا هستیم و سعی زیادی داشت تا رفتارهایی که او را از سازنده بودن، باز می‌دارد، بپرهیزد. هرگز خود را برای گذشته‌ها ملامت نمی‌کرد و گریه و زاری سر نمی‌داد. به این نتیجه رسیده بود که پشیمان شدن از گذشته نه تنها چیزی را عوض نمی‌کند بلکه باعث می‌شود که تصویری که هرشخص از خودش در ذهن دارد، ضعیف و ناتوان شود. تنها درس عبرت گرفتن از سختی‌های گذشته است که در وضعیت ما در آینده تأثیر مثبت و سازنده می‌گذارد.

او در شرایطی که افراد عادی از کوره در می‌روند، تنها به لبخندی اکتفا می‌کند و با عوض کردن موضوع به آرامی و خونسردی از آن می‌گذرد. او یک صافی بسیار قوی در ذهن داشت که از ورود احساسات نامطلوب به ذهنش جلوگیری می‌کرد و به همین دلیل هرگز قربانی احساسات و هیجانات منفی نمی‌شد.

آن‌طور نبود که همیشه خونسرد و بی‌تفاوت باشد اما هرگز مایل نبود که یک لحظه از زمان حال را به خاطر اتفاقاتی که در آینده می‌افتد و هیچ کنترلی بر آنها نداریم، از دست بدهد. او هرگز دنبال تأیید و تحسین دیگران نیست به اثر تشویق آگاه است اما این گونه نبود که از هر فرصتی از مردم برای خود احترام و تکریم بخرد. بسیار ساده و صادق و بی‌تکلف بود و هرگز در گفتارش کلماتی را به کار نمی برد که سبب خشم مخاطبین باشد. او به آرامی باآداب و رسوم کلیشه شده که برای بسیاری از مردم حائز اهمیت است، مخالفت می‌ورزد.

او مخالف سرسخت غیبت و صحبت کردن درباره مردم بود. وقت خود را صرف ارزیابی زندگی مردم نمی‌کرد و به جای آن که درباره مردم صحبت کند، با مردم صحبت می‌کرد و چنان درگیر زندگی خودش بود که اصولاً وقتی برای کارهای بی‌ارزش نداشت.

او سرشار از انرژی و شور زندگی بود. عشق و اشتیاق این انرژی بی پایان را به وجود آورده بود. ساعت کمی را به خواب و تنبلی اختصاص می‌داد. او قادر بود احساسات مخرب را دفع کند و برعکس به هیجانات سازنده سرعت بخشد. هرگز از این نمی‌ترسید که کارهای خود را برای دیگران توجیه کند و برعکس اصلاً آزرده خاطر نمی‌شد که چرا فلانی مطابق میل من عمل نکرده است. مردم را هر طوری که بودند می‌پذیرفت، بسیار ساده و بی‌ریا و هرگز تلاش نمی‌کرد که دیگران را تحت تأثیر خودش قرار دهد و یا برای آنها لباس خاصی بپوشد. سعی نمی‌کرد دیگران را متقاعد کند که حق با اوست در جواب مخالفت دیگران می‌گفت: “مسئله‌ای نیست، اما صرفاً با هم متفاوتیم.” او به راستی زندگی می‌کرد و شادمانی پاداش او بود باور کن سخت نیست. تصمیم بگیر از همین حالا از لحظه‌های زندگیت استفاده کنی و او را سرمشق خود قرار بده!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *